3.jpg

پربیننده ترین در 3 ماه گذشته

آمار بازدیدکنندگان

mod_vvisit_counterامروز220
mod_vvisit_counterدیروز567


نظريه يك پژوهشگر در استراليا: طبيعت در بروز بحران اروميه مقصر نيست PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۱۷ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۸:۴۶

آذوح: با وجود گزارش‌هاي متعدد منتشره توسط كارشناسان داخلي و بين‌المللي كه جملگي عوامل انسان‌ساز را عامل اصلي خشك شدن درياچه اروميه عنوان مي‌كنند اما مسوولان دولتي تاكنون نظرات متفاوتي داشته‌اند. از ضد و نقيض‌گويي‌هاي مسوولان وزارت نيرو در بيان سهم سدسازي در خشك شدن درياچه اروميه بايد به سخنان محمود احمدي‌نژاد بپردازيم كه چندي قبل در واكنش به برخي سر و صداهاي بلند شده در ارتباط با خشك شدن درياچه اروميه گفته: بر اساس ارزيابي‌ها درياچه اروميه هر 500 سال با چنين شرايطي روبه‌‌رو مي‌شود به‌طوري كه پيش‌بيني مي‌شود وضعيت بارش اندك و خشكسالي در اين منطقه حاكم باشد. به گفته او «500 سال پيش نيز درياچه اروميه چنين وضعيتي داشته و بيش از 300 ميليمتر كاهش بارندگي در اين منطقه اتفاق افتاده است». البته ايشان هيچ مستنداتي براي اثبات اين اظهارات ارائه نكردند. در همين حال مسوولان وزارت نيرو و حتي رييس سازمان محيط زيست نيز نقش سدها را در خشك شدن درياچه اروميه بين 5 تا 10 درصد بيان مي‌كنند و بيشترين تقصير را به گردن خشكسالي مي‌اندازند، حال آنكه مركز پژوهش‌هاي مجلس نقش سدها را 27 درصد اعلام كرده است !

اما بهروز حسني مهمويي كه دانشجوي رشته دكتراي تغيير اقليم در استراليا است، با استناد به تصاوير ماهواره‌يي و سنجش بارش در اين حوضه معتقد است كه با وجود بارندگي‌هاي نسبتا خوب در سال آبي جاري باز هم از وسعت درياچه نسبت به سال گذشته كاسته شده است. وي مي‌افزايد: با اينكه ميزان بارندگي شمال غرب كشور سال گذشته بيشتر از ميانگين بلندمدت بود و در سال آبي جاري هم تا به حال روزهاي خوبي را سپري كرده اما مقايسه‌ شرايط درياچه‌ اروميه با سال گذشته نشان‌دهنده‌ كاهش مساحت درياچه است. اين موضوع در هر دو بخش شمالي و جنوبي درياچه محسوس است هرچند در بخش جنوبي كاهش عمق و مساحت با وضوح بيشتري قابل مشاهده است.

به گفته وي، اين امر در كنار مطالعات علمي متعدد نشان‌دهنده آن است كه طبيعت نه تنها آنقدرها كه مي‌گويند در بروز بحران مقصر نيست كه بعيد است بتواند به تنهايي آن را رفع كند. حسني اظهار داشت: استفاده از داده‌هاي مختلف پژوهشي نشان مي‌دهد كه بارندگي تاثير قابل توجهي در تغييرات ارتفاع سطح آب درياچه اروميه ندارد و تنها در صورت بارندگي خوب، ميزان كاهش ارتفاع كمتر خواهد بود. به عبارت ديگر چه باران زياد ببارد و چه كم، چه ترسالي باشد و چه خشكسالي، درياچه اروميه با از دست دادن آب مواجه خواهد بود. حالا اگر خوش‌شانس بوديم و باران آمد و ترسالي بود، درياچه ميزان كمتري پايين مي‌رود يا در بهترين حالت ثابت مي‌ماند. به اعتقاد وي، بارندگي‌هاي اخير گرچه به نسبت مثلا شهريور ماه سال گذشته ارتفاع سطح آب درياچه را افزايش داده است اما در مقايسه با سال پيش از آن در همين موقع به هيچ وجه در بهبود شرايط درياچه موثر نبوده است و حاشيه‌هاي درياچه به نسبت سال گذشته پسروي داشته و ارتفاع سطح آب درياچه كاهش يافته است.

اما مسعود باقرزاده كريمي، كارشناس تالاب سازمان محيط زيست، اخيرا گفته: درياچه اروميه در وضعيت خوبي است و در هيچ دولتي هم تا اين اندازه به تالاب‌ها توجه نشده بود.

اين كارشناس مي‌افزايد: عمده‌ترين فعاليت‌هايي كه دولت در عرصه‌هاي تالابي انجام داده در خصوص احياي درياچه اروميه است. اين درياچه هم به لحاظ خشكسالي‌هاي پياپي، كمبود بارش در چند سال اخير و برداشت‌هاي بي‌رويه آب از منابع آبي درياچه، اين اكوسيستم را با خطر نابودي مواجه كرده است كه بر اين اساس دولت اراده كرد اين وضعيت را ساماندهي كند، از اين رو مصوباتي را به تصويب رساند. باقرزاده خاطرنشان كرد: «خوشبختانه هم‌اكنون درياچه اروميه در وضعيت خوبي است و آب‌هايي كه از ذوب شدن برف‌ها جاري شده به سمت درياچه سرايز شده‌ است و پيش‌بيني مي‌كنيم آب قابل توجهي وارد اين حوضه آبي شود. به گفته وي در وضعيت فعلي هم سطح آبي درياچه نسبت به پايين‌ترين سطح كه هزار و 271 متر بود، 20 سانتي‌متر افزايش داشته است.» اين كارشناس مي‌افزايد: «در يك جمع‌بندي مي‌توانم بگويم من 15 سال است كه در زمينه تالاب‌ها كار مي‌كنم و در هيچ دولتي چه از نظر قانونگذاري و چه از نظر اعتبارات تخصيص داده و چه اراده دولت و نظام به اين اندازه به تالاب‌ها توجه نشده بود. اين را با اطمينان كامل مي‌گويم زيرا سازمان محيط زيستي كه شايد كل اعتبار سالانه آن بين 40 تا 50 ميليارد تومان بود، سال 90 فقط براي تالاب‌ها 40 ميليارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است كه البته تا سال 91 ادامه دارد. فقط براي تالاب انزلي 90 ميليارد تومان اعتبار در نظر گرفته شده است كه هفت ميليارد تومان آن سال گذشته و شش ميليارد تومان هم امسال اختصاص داده شده است.

اگرچه اين كارشناس راهكارهاي پيشنهادي براي نجات اين درياچه را مثبت ارزيابي كرده و از طرح بارورسازي ابرها هم ياد كرده اما حتي كارشناسان سازمان هواشناسي هم طرح بارورسازي ابرها را طرحي شكست خورده و بيهوده عنوان كردند! در همين حال طرح‌هاي ديگري هم براي عمليات نجات‌بخشي درياچه اروميه روي كاغذ آمده مبني بر انتقال آب از حوضه خزر، ارس، سيروان و زاب. اما كامبيز بهرام سلطاني، اكولوژيست نامدار ايراني كه پنج ماه قبل فوت شد، دو ماه پيش از مرگش در مقاله‌يي درباره درياچه اروميه نوشت: اين طرح‌ها كه مطرح مي‌شود جملگي نشان از نوعي سردرگمي دارد؛ چطور و بر مبناي كدامين منطق مي‌توان پذيرفت، درياچه‌يي كه خود داراي چندين رودخانه تغذيه‌كننده باشد، ولي در حالي كه از دريافت آب رودخانه‌هاي متعلق به خود محروم گرديده است، از حوضه آبي ديگري آب دريافت نمايد؟ آيا باز كردن دريچه سدهاي احداث شده روي رودخانه‌هاي ورودي به درياچه اروميه ساده‌تر و از نظر هزينه ريالي، كم‌هزينه‌تر است يا انتقال آب از ديگر حوضه؟ اختلاف ارتفاع ارس وخزر با درياچه 1200متر هست. با كدام انرژي و كدام پمپ مي‌توان سه ميليارد مترمكعب را انتقال داد؟ در شرايطي كه وزارت نيرو و زيرمجموعه‌هاي آن از اعمال مديريت صحيح بر يك حوضه آبي در مفهوم اصيل كلمه عاجز هستند، چگونه مي‌توان با طرح‌هاي انتقال بين‌حوضه‌يي كه حوضه‌هاي آبي كشور را همانند يك لابيرنت پيچ در پيچ به يكديگر متصل مي‌كند، حمايت نمود؟‌ بنابراين باز كردن هر چه سريع‌تر دريچه‌هاي سدها به روي درياچه تنها راه‌حل ممكن و عملي و در عين حال واقع بينانه است. جز اين اقدام، هر طرح و پيشنهاد ديگري كه مطرح مي‌شود، تنها براي تلف كردن وقت يا گرفتن وقت اضافه، مستهلك نمودن موضوع و به تدريج فراموش كردن اصل مساله است. در بين ما ايراني‌ها نيز خوشبختانه اين سنت وجود دارد كه براي هر موضوعي تنها چند روز وقت صرف كرده و انرژي صرف مي‌نماييم. از سوي ديگر اگر آب مصرفي براي هر هكتار 30 درصد كاهش يابد، يعني راندمان به 60 درصد برسد، ميزان صرفه‌جويي در هرهكتار 3000 مترمكعب مي‌شود. با توجه به680000 هكتار سطح كشت در هر سال مي‌توان دو ميليارد متر مكعب به ورودي آب درياچه افزود. بنابراين از هم‌اكنون مي‌توان از سهميه آب كشاورزان كاست تا وادار به استفاده از آبياري تحت فشار گردند.

اما در گزارش سازمان ملل نيز به راهكارهاي پيشنهاد شده دولت ايران براي نجات درياچه اروميه اشاره شده است. در اين گزارش به پروژه انتقال آب حوضه به حوضه اشاره شده و تاكيد شده كه سه گزينه براي انتقال آب به اروميه مطرح است: درياي خزر، رودخانه ارس و رودخانه زاب. اما گزينه درياي خزر به دليل فاصله 300 كيلومتري آن با درياچه اروميه به صرفه نيست چرا كه اين انتقال معادل 5/5 ميليارد دلار هزينه دارد و از طرف ديگر ‌بايد رضايت كشورهاي منطقه هم جلب شود كه ايران در اين مورد ناكام بوده است. اما براي انتقال آب ارس نيز كسب اجازه دولت آذربايجان پيش‌شرط لازم است و هرگونه انتقال از رودخانه زاب نيز منوط به هماهنگي با كشورهاي تركيه و عراق است. بنابراين بهترين راهكار پيشنهادي سازمان ملل، حفظ آب در حوضه اروميه و برقراري تعادل بين تقاضا و مصرف و افزايش راندمان آبياري در مزارع كشاورزي است كه مي‌تواند درياچه را از بحران خارج كند.

بد نيست توجه داشته باشيم كه نابودي درياچه اروميه، تنها نابودي دو ميليون پرنده بومي مهاجر آبزي و كنار آبزي و از بين رفتن تنها جاندار درياچه يعني آرتميا نيست. هر چند به واسطه نابودي آرتمياها اروميه ديگر سرخ نيست و شهرت جهاني خود را از دست مي‌دهد. 40 روستاي خالي از سكنه در شرق درياچه تنها بخش كوچكي از پيامدهاي نابودي اين درياچه است. وزش بادهاي نمكي به تدريج در حال از بين بردن باغ‌هاي سيب و انگور درياچه اروميه است. نابودي اروميه يعني همان بلايي كه افغان‌ها با بستن آب هيرمند و خشك شدن هامون بر سر 700 هزار نفر از اقوام سيستاني آوردند. البته با اين تفاوت كه در آنجا افغان‌ها آب را به روي هامون بستند اما در اينجا اين خودمان هستيم كه با دست خودمان كمر همت به نابودي اندوخته‌هاي طبيعي‌مان بسته‌ايم. خشك شدن درياچه اروميه مساوي است با نابودي قطب كشاورزي ايران در سراسر آذربايجان و به دنبال آن بزرگ‌ترين پديده پناهندگي زيست‌محيطي و مهاجرت به شهرها آغاز مي‌شود.

اعتماد

 

دیدگاه شما

افزودن نظر